>
  ● توجه!


 
چهارشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۸
ایمان مطهری منش
پنجشنبه، ۱۲ شهریور ۱۳۸۸
 
دوشنبه، ۱۹ مرداد ۱۳۸۸
چرا «کتاب» این همه در هدیه‌های ما گم است؟ چه عیبی دارد «دانایی» هدیه کنیم؟ چه عیبی دارد آن‌قدر «دانایی» را بزک کنیم که هر دوست و عزیزی، بتواند دوستش داشته باشد؟
دوشنبه، ۵ مرداد ۱۳۸۸
فرید شمس
خانه کتاب اشا ضمن اعلام این هشدار، انتشار نسخهٔ PDF کتاب اخراجی‌ها (خاطرات شهید محرمی) را بر خود فرض می‌داند و بدین‌وسیله خبر انتشار قریب‌الوقوع این نسخه را در سایت خانه کتاب اشا به اطلاع مخاطبان خود می‌رساند.
 
پنجشنبه، ۱ مرداد ۱۳۸۸
بهرام بابایی
در دوره‌ای که به خاطر مشکلات مالی تا آستانة تعطیلی پیش رفتیم، من شکوائیه‌ای نوشتم و برای عده‌ای فرستادم. یکی از مدیران خوبِ کشورمان که مدیر یکی از کانون‌های فرهنگی مهم کشور هم هست، جواب خوبی فرستاد. در نامه نوشته بود: به پیوست نامه از طریق ادارة کل استان 2000 ...
شنبه، ۵ بهمن ۱۳۸۷
بهرام بابایی
حقیقت خنده‌داری‌ست که نویسندگان انقلابی ما، پس از انقلاب رو به مدیریت و ریاست آوردند و از نوشتن ماندند؛ به جای خلق اثر، مدام لنگِ صادق هدایت را گرفتند و فیتیله‌پیچش کردند؛ حالا گله می‌کنند که چرا اثر خواندنی دربارهٔ انقلاب نداریم. (ظاهراً کسی ناراضی نیست. کتابِ هدایت خوب فروش ...
 
پنجشنبه، ۲۶ دی ۱۳۸۷
میهمان 
از طرفِ دیگر محصولاتِ فرهنگی مثلِ هندوانهٔ سربسته می‌ماند که آدم به شرط چاقو می‌خرد. در همان جوامع برای این‌که خیالِ پدران و مادران و معلمان را از هندوانهٔ دربستهٔ‌شان راحت کنند،‌ ساز و کارِ درجه‌بندی محصولات فرهنگی را برای فیلم و مجله و بازی‌‌رایانه‌ای و... ایجاد کردند و با ...
پنجشنبه، ۲۶ دی ۱۳۸۷
محسن خطیبی‌فر
فونتامارا روایتی‌ست از دهکده‌ای قدیمی و گم‌نام. جایی محصور میان کوه‌ها و تپه‌ها. خانه‌های رعیتی فونتامارا -که بخشی از سرزمین ایتالیا است- اغلب یک روزنه دارند که کار در و پنجره و دودکش را با هم می‌کند: مردان، زنان، کودکان، بزها، جوجه‌ها، خوک‌ها و خرها با هم به‌سر می‌برند، می‌خوابند، ...
 
چهارشنبه، ۲۵ دی ۱۳۸۷
مراسم رونمایی از کتاب «رسانهٔ شیعه» نوشته «محسن حسام مظاهری» با حضور دکتر حسام‌الدین آشنا، دکتر رحمت‌الله صدیق سروستانی، دکتر هاشم‌زاده عصر سه‌شنبه 24 دی‌ماه 87 در فرهنگ‌سرای رسانه برگزار شد. تصاویر «خانه کتاب اشا» از این مراسم...
دوشنبه، ۲۳ دی ۱۳۸۷
محسن خطیبی‌فر
نزدیک ظهر بود که کتاب به دست‌ام رسید. راه افتادم سمت ایست‌گاه مترو. همان نزدیکی‌ها ایست‌گاهی پیدا کردم که هنوز کامل نشده بود. ولی درش باز بود و مردم از پله‌های نیمه کاره‌اش پایین می‌رفتند. هوای داخل ایست‌گاه پر از گرد و خاک بود. نمی‌شد تحمل کرد. برای فرار از ...
  ● طاق‌چه
رمان کلاسیک بخوانیم
بی درد و خونریزی!
آتش‌بازی در نمایشگاه کتاب
اندکی بعد از اتمام برگزاری بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران در ...
خودگویی و خود خندی
نه باید چندان دچار توهم توطئه بود که همچون معاون ...
تغییر ممیزی کتاب، در حواس‌پرتی رسانه‌ها
در این میان، فشارِ رئیس‌جمهور از بالا و صاحب‌نفوذانِ نزدیک، اما خارج ...