خانه کتاب اشا - رسانه و خانه آنلاین کتاب» محسن پرویز http://asha.ir مجلهٔ آنلاین کتاب و کتابخوانی Wed, 01 Feb 2012 18:30:27 +0000 fa hourly 1 http://wordpress.org/?v=3.3.1 جناب نویسنده! بهترین جایزه ادبی کدام است؟ http://asha.ir/archives/4998 http://asha.ir/archives/4998#comments Sat, 18 Jun 2011 03:24:39 +0000 زینب مرتضایی‌فرد http://asha.ir/?p=4998

برای نخستین بار محسن پرویز -معاونِ فرهنگیِ پیشینِ وزارتِ ارشاد- روی جایزه‌هایِ ادبیِ خصوصی دست گذاشت و از آن‌ها بسیار انتقاد کرد؛ از جمله این که این جوایز را وابسته به کشورهای بیگانه دانست و گفت: «سه چهار سالی است که کنگرهٔ آمریکا مبلغی را برای مبارزه با نظامِ ما تصویب می‌کند. آیا شما تا به حال از میلیون‌ها دلاری که تصویب می‌شود، یک دلار پیدا کرده‌اید که ببینید کجا دارد هزینه می‌شود؟ فکر می‌کنم این موضوع گویاست و پاسخِ برخی مسائل دربارهٔ برخی جوایزِ ادبی را مشخص می‌کند.»

بعد از این ماجراها برخی جوایزِ ادبیِ خصوصی حامیانِ مالی خود را معرفی کردند، اما باز هم معاونِ فرهنگیِ وزارتِ ارشاد چند بار در مصاحبه‌هایش، جوایزِ خصوصی را به «عدمِ شفافیت» متهم کرد.

بهمنِ دری -معاونِ فرهنگیِ فعلیِ وزیرِ ارشاد- در گفتگویی با ایسنا، جایزه‌های‌ِ ادبیِ خصوصی را به دلیل نداشتنِ مجوزِ فعالیت، غیرقانونی خواند تا همچنان بازارِ انتقاداتِ وزارتِ فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به جایزه‌هایِ خصوصی داغ بماند.

اما فریده خلعت‌بری -مدیرِ نشرِ شباویز- نگاهِ دیگری به ماجرای کتاب و جوایزِ ادبیِ کشور دارد و معتقد است خوانندگان به برگزیدگان جوایز دولتی چندان باور ندارند و به این کتاب‌ها چندان اقبال نشان نمی‌دهند.

یونس تراکمه -عضو هیئتِ اجراییِ بنیادِ گلشیری- هم دربارهٔ تفاوتِ‌ ماهویِ جایزه‌هایِ ادبیِ دولتی و خصوصی به ایسنا می‌گوید: «تفاوت این جایزه‌ها در نوعِ ادبیاتی است که ارزیابی می‌کنند. ما اکنون یک ادبیاتِ دولتی پیدا کرده‌ایم که نوعی ادبیاتِ ایدئولوژیک است و هزینه می‌شود تا بینشِ خاصی را تبلیغ کند. این رانت‌ها جواب داده است و یک‌سری نویسنده هم به‌وجود آمده‌اند…».

احمد دهقان مثل همیشه با خوشرویی تلفن را جواب می‌دهد. سؤالم را که می‌شنود کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «نه این‌که فکر کنید در پاسخ دادن به این سؤال مشکل دارم! مدتی است در کل با رسانه‌ها مصاحبه نمی‌کنم.» این در حالی است که او دربارهٔ آثارِ تازه‌اش با مجلات مصاحبه کرده است.

محمدرضا بایرامی مثل همیشه سکوت می کند، اما این بار همین که متوجهِ موضوعِ سؤالم می‌شود کمی زودتر از قبل می‌گوید مدت‌هاست مصاحبه نمی‌کند و سکوتش ارتباطی با نوعِ سؤالِ من ندارد. اما بایرامی هم به تازگی با خبرنگارانِ یک خبرگزاری به گفتگو نشسته است!

محسن مؤمنی و حسین فتاحی جایزهٔ کتابِ سال را معتبرترین جایزه می‌دانند و البته این نکته را هم ذکر می‌کنند که در کنار همهٔ انتقاداتی که به این جایزه دارند، چنین نظری را عنوان کرده‌اند.

راضیه تجار پس از تماس‌های مکرر تلفن را جواب می‌دهد. پس از این‌که سؤالم را می‌شنود مثلِ اغلبِ کسانی که با آن‌ها تماس گرفته‌ام سکوت می‌کند و بعد… پاسخی متفاوت می‌دهد و می‌گوید: «بهترین جایزه برای هر نویسنده این است که مردم کتابش را بخوانند و آن کتاب در قلب مردم جا داشته باشد، وگرنه جایزه‌ها چندان هم ملاک نیستند.» جالب است که تجار بارها داورِ جایزه‌هایی مثلِ کتابِ سالِ جمهوریِ اسلامیِ ایران بوده است.

اما در همهٔ دنیا جایزه‌های ادبی برای مردم شناخته شده و دارای اعتبار و اهمیت هستند، تا جایی که سیلِ مخاطبان را به سمتِ خرید و مطالعهٔ یک کتاب سوق می‌دهند! در حالی که در کشورِ ما جایزه‌های ادبی هنوز نتوانسته‌اند چنین جوّی را در جامعه ایجاد کنند.

به طور مثال سایتِ آمازونِ بریتانیا در خبری اعلام کرد که از زمانِ اعلامِ فهرستِ نهاییِ جایزهٔ اورنج، فروشِ برخی از نامزدهای این جایزه ۵ برابر شده است و حتی فروشِ کتاب «اتاق» نوشتهٔ اما دونوگ –نویسندهٔ ایرلندی- که از آن به عنوانِ شانسِ نخستِ جایزهٔ اورنج ۲۰۱۱ یاد می‌شد، فروشی ۴۷۰ درصدی را تجربه کرده است!

مصطفی رحماندوست می‌گوید: «کتاب سال می‌تواند معتبرترین جایزهٔ ادبیِ کشور باشد، اما متأسفانه وزارتِ ارشاد تنها آن را برگزار می‌کند و هیچ‌گونه برنامهٔ حمایتی برای کتاب‌های برگزیده ندارد، به همین علت تنها به برگزاری و اعلامِ برگزیدگان محدود می‌شود و پایان می‌گیرد.»

نویسندهٔ دیگری که مُصِر است نامی از وی آورده نشود، می‌گوید: «خانم! کتابم مانده ارشاد، در این شرایط چگونه به سؤالِ شما پاسخ دهم؟»

مجید قیصری هم از نویسندگانی است که در اغلبِ موارد به هیچ سؤالی پاسخ نمی‌دهد. به وی می گویم: «البته می‌دانم که جواب نمی‌دهید، اما خب اجازه بدهید سؤال را مطرح کنم.» با شنیدنِ سؤالم می‌خندد و می‌گوید: «در گزارش‌تان بنویسید من سکوت کردم.»

بلقیس سلیمانی هم خیلی دوستانه و مهربان مانند همیشه بعد از کلی احوال‌پرسی می‌گوید: «ترجیح می‌دهم سکوت کنم.»

اما احمد شاکری بعد از مقایسه‌ای مفصل بین جایزهٔ ادبیِ جلال آل احمد و سایر جوایز، آن را به لحاظِ بررسی‌های علمی معتبرترین جایزهٔ ادبیِ کشور می‌داند، البته تأکید می‌کند ممکن است بسیاری تصور کنند به این دلیل که عضوِ هیئتِ داورانِ این جایزهٔ ادبی است چنین نظری دارد، اما چنین نیست. او نامزد جایزهٔ جلال هم بوده است.

نویسندهٔ دیگری می‌گوید اعتبارِ جایزهٔ ادبی در ایران را باید با مبلغی که می‌پردازند سنجید! البته شاید قصد دارد با این پاسخ مشکلاتِ معیشتیِ نویسندگان در ایران را بیان کند!

محمد میرکیانی از میانِ جوایزِ ادبی موجود در کشور، جایزهٔ کتابِ سال و کانونِ پرورشِ فکری کودکان و نوجوانان را معتبر می‌داند. میرکیانی از جمله همکارانِ کانون بوده و مدتی هم بر مرکز آفرینش‌های ادبیِ این کانون مدیریت کرده است.

داوود غفارزادگان کمی سکوت می‌کند… با خنده می‌پرسم: «سؤال سخت است؟» می‌گوید: «نه، اما نمی‌توان جایزهٔ معتبرتر را  تعیین کرد، از طرفِ دیگر چاره‌ای هم نداریم جز برگزاری جوایز ادبی، بنابراین با همهٔ این اما و اگرها باید این جوایز باشد. بالأخره بودن‌شان بهتر از نبودشان است.»

برخی دیگر در پاسخ به سؤال من می‌گویند: «خانم! این سایت سیاسی است، از ما می‌شنوی شما هم همکاری نکن، مگر عکس‌های صفحهٔ اولِ سایت را ندیده‌ای؟»

برخی از نویسندگان هم برخوردِ خوبی با من ندارند و ناراحت می‌شوند از این‌که ممکن است در این گزارش نام‌شان در کنار نامِ نویسندگانی قرار بگیرد که آن‌ها را روشن‌فکر نمی‌دانند! البته این در حالی است که «خانه کتاب اشا» به بازگوییِ نظرات مختلف و حتی متفاوت با دیدگاهِ خود معتقد است.

اما رضا رئیسی به‌صراحت جشنواره‌های دولتی و خصوصی را نقد می‌کند و می‌گوید: «هیچ‌کدام از جایزه‌های ادبیِ کشور معتبر نیستند. جوایز دولتی سیاسی هستند و با ادبیات سلیقه‌ای برخورد می‌کنند. جوایزِ خصوصی هم در مقابل، جناحی عمل می‌کنند، البته جایزهٔ ادبی گلشیری بهتر از جوایزِ دیگرِ این عرصه است. اما در کل مسئله این‌جاست که خود ادبیات کم‌تر دیده می‌شود.»

سعید بیابانکی که به نظر می‌رسد با حالتِ طنزگونه‌ای پاسخ سؤالم را می‌دهد، می‌گوید: «جایزهٔ ادبی معتبر نداریم، باید چنین جایزه‌ای را ایجاد کنیم!»

جامعهٔ ادبی ایران در حالِ حاضر بیش از ۱۵ جایزهٔ دولتی و خصوصی دارد. تیراژ کتاب‌های داستان در ایران به‌طورِ متوسط بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نسخه است.

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/4998/feed 0
جنـگ جایــزه‌ها http://asha.ir/archives/3716 http://asha.ir/archives/3716#comments Sat, 23 Oct 2010 18:47:02 +0000 ایمان مطهری منش http://asha.ir/archives/3716

واکنش‌ها به اعطای نوبل ادبی ۲۰۱۰، دیروز با ارائه پیشنهادی قابل تأمل از سوی یک نویسندهٔ ایرانی ادامه یافت.

روز گذشته، یادداشتی از «محمد میرکیانی» نویسنده کودک و نوجوان در خبرگزاری فارس منتشر شد که نسبت به دیگر اظهارنظرها دربارهٔ جایزهٔ نوبل، برتری ویژه‌ای داشت. این برتری، به دلیل ارائهٔ پیشنهادی بود که لابه‌لای نوشتهٔ میرکیانی آمده بود. این یادداشت در برگیرندهٔ پیشنهاد برپایی جایزهٔ ادبی کشورهای آزادیخواه است.

در خدمت و خیانت سلطه‌گران

در یادداشت مدیر اسبق گروه کودک و نوجوان شبکهٔ دوم سیما اینچنین آمده است که: «یکصد و هفتمین جایزهٔ ادبی نوبل، امسال در حالی به ماریو بارگاس یوسا اعطا شد که شاید از نهادی که بر مبنای تفکرات سلطه اداره می‌شود، جز این هم انتظاری نمی‌رفت. چنان‌که نه تنها در محافل ادبی دنیا که از سوی نویسندگان و مدیران فرهنگی کشورمان -از جمله محسن پرویز- نیز این قضیه پیش‌بینی شده بود.»

بخش ابتدایی این یادداشت همچون دیگر اظهارنظرها دربارهٔ جایزهٔ نوبل ۲۰۱۰، سیری انتقادی دارد. اما نگاه میرکیانی به موضوعِ «تنوع فرهنگ و اندیشه» ادامهٔ یادداشت وی دربارهٔ این جایزه را به مسیر دیگری می‌برد: «به اعتقاد من، جایزهٔ ادبی نوبل، در حال از دست دادن تدریجی اعتبار فرهنگی خود است و سند و گواه این ادعا، نویسندگان و شاعرانی هستند که همه ساله از سوی بنیاد نوبل تشویق می‌شوند و جایزه این بنیاد را با افتخار به خانه می‌برند. در حالی که بنیاد نوبل، با دادن جایزه‌های سالانه خود به آن دسته از افرادی که یا با فرهنگ سلطه کنار آمده‌اند یا حتی درصدد ترویج این فرهنگ هستند، آرام آرام به مرکزی برای مقابله فرهنگی با تفکرات و اندیشه‌های ضداستعماری مردم آزادیخواه جهان تبدیل می‌شود.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که جایزهٔ نوبل، جایزه‌ای پرسابقه و شناخته شده در محافل فرهنگی و علمی دنیا و ایران است. ظاهراً همین سابقه و پشتیبانی رسانه‌ای از نوبل است که ضعف‌های آن را بر هنرمندان آزادیخواه جهان پوشانده است. به گونه‌ای که پس از اعطای این جایزه به ماریو بارگاس یوسا، بسیاری از رسانه‌های داخلی به بازتاب با آب و تاب این خبر پرداختند و متأسفانه تریبونی بی‌هزینه برای گسترش رسانه‌ای جایزه نوبل شدند.

در این حال میرکیانی می‌نویسد: «به گمان من به عنوان یک نویسندهٔ ایرانی، آن‌ها می‌خواهند دنیا را به سمت یکسان‌سازی فرهنگی -که همان خواست قدرت‌های سلطه‌گر و استعماری است- ببرند. بنابراین به وضوح مشاهده می‌کنید که تنوع اندیشه در میان دریافت‌کنندگان نوبل دیده نمی‌شود و این گوناگونی و تنوع، در نوبل در حال رنگ باختن است.»

مقابلهٔ فرهنگی با خصومت فرهنگی

این نویسندهٔ کشورمان، به خوبی جدّیتِ برگزارکنندگان جایزهٔ ادبی نوبل در یکسان‌سازی فرهنگ‌ها به نفع نظام سلطه را دریافته و هنرمندان آزادیخواه را به مقابله عقلانی با آن فرا می‌خواند: «اعتقاد دارم که کشورهای آزادیخواه جهان باید به فکر تشکیل یک ستاد اولیه به منظور تأسیس یک بنیاد و سپس اهدای یک جایزهٔ معتبر جهانی باشند.»

البته کشف این جدّیت در برگزارکنندگان نوبل، تنها به نام میرکیانی سند نخورده است. چه آن‌که مدت‌ها پیش، یک نویسندهٔ ایرانی با آگاهی از این شیوهٔ آکادمی نوبل، سعی داشت با اظهارنظرهای سیاسی تند علیه جمهوری اسلامی، برای خود اعتباری در نوبل کسب کند! البته، این همه نشان از اعتبار کاذب نوبل دارد. اعتباری برآمده از فراگیری رسانه‌ای و حتی ارزش مادی این جایزه. البته این فقط ویژگی نوبل نیست. روز گذشته خبر اعطای جایزهٔ ادبی «هارولد پینتر» با رقم هزار پوند انگلیس نیز منتشر شد. برندهٔ این جایزه یک نویسندهٔ پاکستانی‌تبارِ انگلیسی‌ است که به قول برگزارکنندگان جایزهٔ پینتر، دربارهٔ حقیقت زندگی در دنیای چندفرهنگی امروز سخن گفته است. او این جایزه را در کتابخانه بریتانیای لندن دریافت کرد. خود پینتر نیز پیش‌تر برنده جایزهٔ نوبل بوده است و جایزهٔ همنام خودش را شایسته کسی می‌داند که «نگاه خیره، بی تزلزل و راسخ به دنیا داشته باشد.»

پیشنهاد میرکیانی در حالی ارائه می‌شود که برخی از اصحاب فرهنگ در کشور ما تصور می‌کنند راه مقابله با یکه‌تازی نوبل، بیانیه دادن و محکوم کردن است. برخلاف این عده در یادداشت میرکیانی می‌خوانیم: «گمان می‌کنم اگر چنین توافقی حاصل شود، گردانندگان و دست‌اندرکاران نوبل دست از یکه‌تازی بر خواهند داشت. چون واقعیت این است که هرچه می‌گذرد، اعطای جایزه به کسانی که فرهنگ سلطه را پذیرفته و آن را رواج می‌دهند، آشکارتر می‌شود و من به عنوان یک اهل قلم که نزدیک به سه دهه در حوزه‌های مختلف ادبی، قلم زده‌ام به شدت ‌احساس نگرانی می‌کنم.»

فقدان جایزهٔ آزاد جهانی

بررسی جوایز ادبی مطرح جهان نشان می‌دهد که ردپای مسلمانان و ملت‌های آزادیخواه جهان در اتفاقات مهم ادبی بسیار کم‌رنگ است. در این میان نام‌های شرقی چون «خالد حسینی» و «حنیف قریشی» در فهرست برندگان جوایز انگلیسی یا آمریکا دیده می‌شود. عموم این نویسندگان نیز ساکنان کشورهای غربی‌اند و در آثار خود تصویری شیفته از غرب منتقل می‌کنند.

اولین سؤال پس از خواندن پیشنهاد محمدمیرکیانی می‌تواند متوجه جوایز ادبی وطن‌مان باشد. «آیا تجربه ایرانی‌ها در برگزاری جایزه ادبی موفق بوده است؟» بررسی در میان جوایز ادبی کشورمان نشان می‌دهد که آن‌ها فاقد تأثیرگذاری داخلی‌اند. این جوایز سیر منطقی در داوری و اعطای جایزه ندارند و شفافیت در ساز و کار انتخاب داوران و برگزیدگان آن‌ها، تقریباً نمایان نیست. بنابراین بعید به نظر می‌رسد که سیستم دولتی کشور ما بتواند برگزارکنندهٔ جایزهٔ‌ پیشنهادی میرکیانی باشد. چنانکه خود وی می‌نویسد: «این حرکت، ابتدا باید از تشکل‌های غیردولتی شروع شده و با کمک دولت‌های مستقل و آزادیخواه به نتیجه برسد. مسلماً جامعهٔ نویسندگان از دولت انتظار حمایت دارد و اطمینان دارم که دولت جمهوری اسلامی هم به این مقابلهٔ فرهنگی کمک خواهد کرد؛ چرا که همه ساله، آثار و نویسندگانی که آشکارا علیه استقلال فرهنگی دولت‌های مستقل موضع دارند، از سوی بنیاد نوبل برگزیده می‌شود و این قضیه، فقط دامنگیر حوزه‌های ادبی نیست و راهی به عرصه‌های سیاسی نیز خواهد داشت.»

البته باید امیدوار بود سیستم دولتی به محض اطلاع از چنین پیشنهادی، فوراً به فکر راه‌اندازی معاونت یا قائم‌مقام ویژهٔ آن در درون دستگاه‌های فرهنگی نیفتد.

نیاز به تنظیم دقیق ساز و کار

میرکیانی در بخشی از نوشتهٔ خود تأکید می‌کند که اگر جشنواره‌هایی مانند فیلم فجر و فیلم کودک و نوجوان توانسته‌اند به اعتباری جهانی برسند، قطعاً شاعران و نویسندگان کشورهای آزادیخواه جوان می‌توانند به سرعت جایزه‌ای ادبی با اعتباری جهانی راه‌اندازی کنند. اما باید توجه داشت که جشنواره‌های فیلم به دلیل مادهٔ خام آن (فیلم) برای بین‌المللی شدن راه هموارتری دارد. در حالی که کتاب، تنها در صورت ترجمه شدن قابل فهم است. بنابراین باید برای این موضوع چاره‌ای اندیشید. آیا باید زبانِ محور انتخاب کرد؟ در این صورت، این زبان کدام زبان است؟ و آیا داشتن زبانِ واحد، خود موجب یکسان‌سازی فرهنگی نمی‌شود؟ اگر بله، پس چه بهتر که اندیشمندان مسلمان فرمان چنین جایزه‌ای را با فراست و سرعت در دست بگیرند.

1 دیدگاه برای این نوشته:

  1. بهار:
    2010-Nov-27 تامل بر انگیزبود ممنون!

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/3716/feed 1
سر و ته کردن قیف ممیزی http://asha.ir/archives/3387 http://asha.ir/archives/3387#comments Tue, 29 Jun 2010 10:25:56 +0000 ایمان مطهری منش http://asha.ir/?p=3387

اواخر سال گذشته، اعمال برخی تغییرات بر روند اعطای مجوز کتاب از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی آغاز شد. این تغییرات، در دو مرحله از سوی مخبر شورا به صورت مختصر و با جملاتی نظیر: «تغییر خواهد کرد»، رسانه‌ای شد. اما هیچ‌کس نمی‌دانست چه برنامه‌ای برای آیندهٔ ممیزی کتاب ترسیم می‌شود.

«محسن پرویز» معاون فرهنگی وقت ارشاد، از جمله دیگر کسانی بود که خبر اعمال تغییرات در روند ممیزی را به رسانه‌ها داد. اما این عجیب بود. پرویز معاون وزیری بود که در دورهٔ چهارسالهٔ حضورش در وزارت ارشاد، سخت‌ترین و بی‌سامان‌ترین سیستم ممیزی حاکم بود. در آغاز فضایی مبهم و آلوده به تناقض به نظر می‌رسید. از یک طرف، رئیس جمهور خود از وضع ممیزی کتاب گلایه می‌کرد و از طرف دیگر، وزیر تازه‌اش، مسئولِ وضعِ بد کتاب در کشور را در سمت خود ابقا می‌کرد!

با گذشت زمان، موضوعِ تغییر در روند اعطای مجوز که در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیگیری می‌شد، از یادِ رسانه‌ها رفت. هرچند زمانی که در یاد بود هم، به دلیل داغ بودن مسائل سیاسی، به آن پرداخته نشد. در این حال، ممیزی کتاب، قیفِ برعکس شد! تا پیش از آن، کتاب‌ها به سختی از سوراخِ تنگ ممیزی عبور می‌کردند اما در بحبوحهٔ حوادث سیاسی سال ۸۸، سوراخ بسیار گشاد شد. بسیاری از فعالان حوزهٔ کتاب، این وضع را تلاشی در جهت کم‌کردنِ نارضایتی‌ها به حساب آوردند.

زمان باز هم گذشت تا بالأخره محسن پرویز جای خود را به یکی از فعالان فرهنگی سپاه داد. «بهمن دری اخوی» پیش از رسیدن به مقام معاونت وزیر در امور فرهنگی، رئیس انتشارات کل سپاه بوده است. سردبیری مجلهٔ پیام انقلاب، معاونت فرهنگی انتشارات صدا و سیما و معاونت فرهنگی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، از جمله مناصب پیشین او است که همه، به نوعی رنگ و بوی نظامی-نظارتی دارند!

آیا معاون تازهٔ وزیر، به نگاهِ بازِ فرهنگی معتقد است و سیاست قیفِ برعکس را ادامه می‌دهد؟ بعید است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم معارفهٔ معاون تازه‌اش، دربارهٔ روزهای قبل گفته است: «برخی آثاری که ارائه می‌شد، درخور جامعه اسلامی نبود». و این، یعنی وزیر از کار محسن پرویز رضایت نداشته است.

معاون تازه از راه رسیده بنا دارد بوروکراسی را کاهش دهد و به دقت و سرعت در کارها بیفزاید. او، شعارِ پرکردن خلأ در حوزهٔ ادبیات انقلاب و دفاع مقدس را نیز مطرح کرده است. دری اخوی، در سخنانش بر داشتن روحیهٔ «جهادی» هم تأکید کرده. برآیند این جملات نشان می‌دهد حرف‌های دری اخوی چندان تفاوتی با حرف‌های پرویز در نخستین روزهای کارش در معاونت فرهنگی ندارد. کارنامهٔ پرویز نشان می‌دهد او در دورهٔ کارش، چنان اسیر همین بوروکراسی شد که بدترین کتاب‌ها از نظر اخلاقی و سیاسی را مجوز داد و بی‌مسئله‌ترین کتاب‌ها را مدت‌ها در سیاه‌چادرِ ممیزی نگاه داشت! آیا معاون جدید سرنوشتی مانند معاون پیشین خواهد داشت؟

دورهٔ پرویز، دورهٔ اوجِ تفکر «سرشاریزم» بود. آیا دورهٔ دری اخوی چیزی جز این خواهد شد؟

اعمال تغییرات تازه –اما بی‌خبر- در روند ممیزی کتاب و تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی به نظارت مستقیم بر این روند، تغییر نابهنگام و دور از انتظار پرویز و جایگزینیِ فردی با سابقه کار در سپاه، ابهام فضای نشر کشور را بیش‌تر می‌کند. و این ابهام، هیچ نتیجه‌ای جز سردرگمی، بی‌اعتمادی و رکود بازار نخواهد داشت.

وضع تغییر چندانی نکرده است. پرویز که روزگاری را در لشگر ۲۷ محمدرسول‌الله گذرانده نیز در آغاز کار تصمیم داشت فضای نشر کشور را دگرگون کند. بی‌تدبیری‌ها در اعطای ممیزی و سردرگمی، او و همکارانش را وادار به گشادکردن سوراخ کرد. اما ظاهراً بار دیگر سوراخِ ممیزی به سمت تنگ‌تر شدن پیش می‌رود. و این دور تسلسل مدام تکرار می‌شود…

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/3387/feed 0
آتش‌بازی در نمایشگاه کتاب http://asha.ir/archives/1876 http://asha.ir/archives/1876#comments Thu, 28 Jan 2010 16:55:04 +0000 بهرام بابایی http://www.asha.ir/?p=1876

اندکی بعد از اتمام برگزاری بیست و دومین نمایشگاه کتاب تهران در محل مصلا، مسؤولان آتش‌نشانی، انگار که از زیر بارِ سنگینی خلاص شده باشند یا خطرِ بزرگی را از سر گذرانده باشند، به گفتگو با رسانه‌ها نشستند و از خطرات برپایی نمایشگاه کتاب در مصلا گفتند. تصورش را بکنید، میلیون‌ها جلد کتاب در محلی مسقف با درب‌های ورود و خروجِ پر عبور و تنگ.

در آخرین روز اردیبهشت‌ماه امسال، رئیس سازمان آتش‌نشانی تهران با انتشار یادداشتی در رسانه‌ها این‌گونه هشدار داد که: مجریان این طرح، بیش از هر کسی می‌دانستند که نبودن شیر آتش‌نشانی، وجود انبوه مواد قابل اشتعال، انبوه جمعیت دیدارکننده، گرمای هوا و راهروهای باریک و غیرقابل عبور خطر بالقوه‌ای است که در صورت بروز حادثه به فاجعه‌ای عظیم مبدل خواهد شد؛ فاجعه‌ای که پس از وقوع، قطعاً هیچ‌کس پاسخ‌گوی آن نخواهد بود و همه تلاش خواهند کرد با مقصر جلوه دادن دیگران، بیش از همه گناه را به گردن سازمان خدمت‌گزاری بیندازند که در تمام مدت سال دربارهٔ این خطر هشدار داده و برای یافتن گوشِ شنوا لحظه‌شماری کرده است.
در همان ایام بود که رضا امیرخانی –نویسنده- در سایت شخصی‌اش نوشت: «مضحک‌ترین چیزی که این روزها راجع به نمایش‌گاه می‌توان شنید، این گفتار حکیمانه است که مصلای تهران فضای مناسب‌تری است برای نمایشگاه تا نمایشگاه!»
امیرخانی در ادامه متنش آورده است: «باید نوشت از خطرِ انفجارِ حتا یک ترقه در سالن… نه به خاطرِ ترقه که به خاطر از بینِ رفتن نفوس زیرِ دست و پا. در سالنی که کوچک‌ترین امکاناتِ خروجِ اضطراری در آن تعبیه نشده است.»
باز، بازگردیم به نوشتهٔ رئیس آتش‌نشانی و بخوانیم: «سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی درخصوص برگزاری نمایشگاه کتاب سال آینده در این مکان هیچ مسئولیتی را نمی‌پذیرد. برابر شواهد موجود و بررسی‌های کارشناسانه، اصولاً امکان تامین ایمنی لازم برای چنین نمایشگاهی وجود ندارد و نه تنها سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی تهران، بلکه هیچ نهاد دیگری با این شرایط قادر به مقابله با حوادث احتمالی آن نیست.»
بعد از نوشتن چنین یادداشت‌ها و نقل این‌گونه گفته‌ها در رسانه‌های مختلف، محسن پرویز معاون فرهنگی وزیر ارشاد، در تابستان امسال گفت: «این مصاحبه‌ها دغدغهٔ روانی و روحی زیادی برای بازدیدکنندگان نمایشگاه به وجود می‌آورد و درواقع زحمات خود دوستان را زیر سؤال می‌برد.»
همهٔ این‌ها را به‌ گوشه‌ای بگذارید و تازه‌ترین اظهار نظر معاون فرهنگی وزیر ارشاد را بخوانید که خبرگزاری فارس، آن‌را این‌گونه نقل کرده است: «پرویز اخطار آتش‌نشانی را به مزاح تشبیه کرد و گفت: هر کس در برگزاری این نمایشگاه باید وظیفه‌اش را انجام دهد؛ سازمان آتش‌نشانی هم باید سعی کند فضای مصلا را ایمن کند.»
یک‌بار دیگر همهٔ این نقل قول‌ها را کنار هم بچینید. شما هم مانند من فکر می‌کنید معاون فرهنگی وزیر ارشاد، بیش از مسؤولان آتش‌نشانی و مهندسی‌خوانده‌ها، درباره برگزاری نمایشگاه کتاب در محل مصلی می‌داند؟  در این‌صورت، مسؤولان آتش‌نشانی باید هرچه سریع‌تر و طبق نظرات محسن پرویز، از اظهارنظرهای چندماه پیش خود کوتاه بیایند و «وظیفه‌شان را انجام دهند»

تکمله در ۹ بهمن‌ماه ۸۸:

امروز ۹ بهمن‌ماه ۸۸، خبرگزاری فارس از قول محسن پرویز، دلیل برپایی دوباره نمایشگاه در محل مصلا را بدقولی شهرداری و شورای شهر تهران عنوان کرد. ظاهراً دوستان‌مان در معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، در تقسیم تقصیرها هم دچار سردرگمی شده‌اند.

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1876/feed 0
بازی با آبروی کتاب سال http://asha.ir/archives/1848 http://asha.ir/archives/1848#comments Sun, 24 Jan 2010 09:45:18 +0000 ایمان مطهری منش http://www.asha.ir/?p=1848

روز گذشته، رسانه‌ها خبر تغییر در ترکیب داوران بخش داستان کتاب سال را از قول علی شجاعی صائین رسانه‌ای کردند.  با این اتفاق، حتا کسانی که تا کنون دلیلِ نامعلوم بودن اسامی داوران کتاب سال را در نمی‌یافتند، برهان قاطعی یافته‌اند. این، درحالی‌ست که کم‌تر از ۱۷ روز به زمانِ رسمیِ اعلامِ نتایجِ این‌دوره از کتاب سال جمهوری اسلامی ایران زمان باقی است.

در بیست و هفتمین دورهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، حدود ۹۸۵ اثر در بخش داستان تألیفی بررسی می‌شوند و سرانجام، در ۱۹ بهمن‌ماه، اسامی برگزیدگان در بخش‌های مختلف، اعلام می‌شود. دوباره مرور کنیم: ۹۸۵ اثر. و این، صرفِ نظر از آثار دو یا چند جلدی است. در یک حساب سرانگشتیِ سرانگشتی، اگر فرض را بر این بگذاریم که هریک از این آثار، به طور میانگین ۲۰۰ صفحه‌ای است، داورانِ صادق، باید رقمی حدود صد و نود و هفت هزار صفحه را بخوانند.

هر اهلِ تخیلی که دو پاراگراف بالا را خوانده باشد، دربارهٔ داورانِ تازهٔ بخش داستان کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، چنین نظری خواهد داشت:

احتمال: داورانی که روز گذشته به جمع داوران پیوسته‌اند اسطوره‌های ناشناخته و نخبه‌های بی‌همتایی هستند که می‌توانند در عرض ۱۵ روز، چند صد هزار صفحه کتاب بخوانند.

اما این، بخشِ ساده‌تر و تازه‌تر ماجرا است. برای آن‌که به عمقِ اهمیت و برنامهٔ «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» پی ببریم، باید به گورستان اخبار برویم و اندکی نبش قبر کنیم:

یازدهم اسفندماه ۸۷ / محسن پرویز گفت: در حوزه‌هایی که جایزهٔ جلال آل احمد قرار است برگزیده داشته باشد، جایزه‌ٔ کتاب سال را نخواهیم داشت… بخش‌های مربوط به جایزه‌ٔ جلال را به منزله‌ٔ منتخب کتاب سال تلقی می‌کنیم و برگزیدگان جایزه‌ٔ جلال در جایزه‌ٔ کتاب سال داوری نخواهند شد.

سیزدهم دی‌ماه ۸۸ / علی اوجبی –دبیر کتاب سال- از افزایش داورانِ جایزهٔ جلال آل احمد به جمع داوران بخش داستان کتاب سال خبر داد و گفت: گروه ادبیات داستانی دارای اهمیت زیادی است و از این رو، سعی کردیم بار دیگر و پس از جایزهٔ ادبی جلال، آثار این گروه را مورد بررسی و داوری قرار دهیم. بر این اساس، با افزایش اعضای هیئت داوران جایزهٔ جلال و کمک گرفتن از داوران جدید، آثار این گروه مورد بررسی و داوری قرار خواهند گرفت.

دوم بهمن‌ماه ۸۸ / علی شجاعی صائین –رئیس خانه کتاب گفت: به دلیل جلوگیری از تکرار نتایج جایزه جلال آل‌احمد -که بخش ادبیات آن برگزیده‌ای نداشت- ترکیب داوران این بخش از کتاب سال تغییر کرد.

حرفِ اهل تخیل را گفتیم. اما اهلِ تفکر با دیدن این اخبار و اقوال متضاد چگونه می‌اندیشند؟ با این وصف، داوران حق دارند از اعلام نام‌شان پرهیز کنند، چون نام‌شان پشتِ کاری غیرحرفه‌ای می‌آید و اعتبارشان را تحت تأثیر قرار می دهد. اهالی ادبیات هم دیگر می‌دانند جایزه‌ای که داورانش را ۱۵ روز مانده به اعلام نتایج تغییر می‌دهد و در عرض کم‌تر از یک سال، چندین بار روندِ داوری‌اش متحول می‌شود، چقدر حرفه‌ای و قابل اعتنا است. منِ خبرنگار هم می‌دانم وقتی ساعت ۱۳:۰۵ با شماره تلفن روابط‌عمومی کتاب سال که در سایتِ رسمی جایزه آمده است تماس می‌گیرم و می‌شنوم: «اشتباه است»، با چطور جایزه‌ای طرف هستم. به همهٔ این‌ها اضافه کنید هک شدن سایت رسمی جایزه کتاب سال را و وارد نشدن اطلاعاتی مانند «آئین‌نامه» و… را.

به گمان من، در اثبات بی‌آبرویی جایزهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، نقل همان جملات متضاد بالا از معاون وزیر و رئیس مؤسسه برگزارکنندهٔ جایزه، کافی است. بگذارید نظرِ اهالیِ معاونت فرهنگی وزارت ارشاد را هم بپرسیم: اساساً بیت المال و احترام به افکار عمومی چقدر مهم است؟

و نیز پیش‌تر دربارهٔ جوایز خصوصی گفته بودم: خودگویی و خودخندی

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1848/feed 0
تغییر ممیزی کتاب، در حواس‌پرتی رسانه‌ها http://asha.ir/archives/1782 http://asha.ir/archives/1782#comments Tue, 12 Jan 2010 10:28:31 +0000 ایمان مطهری منش http://www.asha.ir/?p=1782

ماجرای ممیزی کتاب، از قول رئیس جمهور در مناظره‌های انتخاباتی برای تغییر در روند ممیزی کتاب آغاز شد. حتا می‌‌توان گفت، این ماجرا از اختلاف‌نظرهای بی‌حدِ میان رئیس جمهور و محمدحسین صفارهرندی –وزیر فرهنگ دولت نهم- آغاز شد. شاهدان و نزدیکان به رئیس‌جمهور، می‌دانند که او، با «ممیزی کتاب» میانه خوبی ندارد و اگر منعی نباشد، نبودش را بیش از بودنش دوست می‌دارد. اما از طرف دیگر، باقی‌ماندنِ یکی از معاونانِ «سفارش‌شدهٔ» صفار هرندی در مقام خود، مسئله را کمی پیچیده می‌کند.

در این حال، این قولِ رئیس‌جمهور بود که ناشران، خبرنگاران و فعالان حوزه نشر را به انتظار تغییر نشاند.

تغییر در رأس اداره مسؤول ممیزی

عصر دیروز، محسن پرویز در جلسه معارفه سرپرستی که بعد از چندماه رئیس اداره کتاب شد، گفت: بحث نظارت قبل از انتشار، هم به لحاظ قانونی برای ما تکلیف است و هم این‌که خودمان در معاونت امور فرهنگی از منظر کارشناسی به آن اعتقاد داریم.

ابینا، ادامه گفته‌های پرویز را این‌گونه نقل کرد: اگر این نظارت صورت نگیرد، بدنه نشر کشور متلاشی شده و توان ایستادگی در برابر تند‌بادهای نشر بی‌نظارت را نخواهد داشت.

و این، یعنی که پرویز، همچنان بر عهدِ پیشین است.

عاملان کندی‌های گذشته، از اصلاح روند می‌گویند

درحالی که در طول دوره دولت نهم، بسیاری از ناشران از روند نامطلوب صدور مجوز نشر گله‌مند بودند، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: اگر تنها یک درصد روند صدور مجوزها با تاخیر مواجه شود، یعنی حدود ۵۵۰ ناشر و مولف و مترجم در کارشان با تاخیر رو به رو شده‌اند که این صحیح نیست و باید جواب مراجعات مردم و این قشر فرهیخته به شکلی مطلوب داده شود.

پرویز دلیل این روند را هم این‌طور بیان کرد: بخشی از این نواقص مربوط به ضوابط اداری نادرست است که باید در این دوره اصلاح شود.

این‌سخنان پرویز درحالی ایراد می‌شد که در روزهای اخیر رسانه‌های مختلف و برخی ناشران، پیشنهاد ممیزی و نظارت بعد از انتشار کتاب را مطرح کرده بودند. پرویز این اظهارات را هم بی‌جواب نگذاشت و گفت: مقایسه کتاب و مطبوعات قیاس مع‌الفارق است؛ چون کتاب همیشه موجود است، ولی مطبوعات کارکرد زمانی بسیار کوتاه مدت دارند.

پرویز در این جلسه گفت اگر مردم به کتابی اعتراض کنند، ما موظف به جمع‌آوری آن هستیم.

برای کسانی که وضعیت نشر کشور در طول ۴ سال اخیر را دنبال کرده‌اند، این سخنان پرویز نکته تازه‌ای ندارد و به نظر نمی‌رسد تغییری در روند ممیزی حاصل شود. از این گذشته، حتا در ادبیات و شیوه بیانِ معاون وزیر نیز تغییر چندانی به چشم نمی‌آید.

تکرار حرف‌های بالادستی

در همین حال، روز یک‌شنبه حرف‌هایی از قول محمد الهیاری فومنی در یکی از رسانه‌ها نقل شد که در نگاه اول، این‌گونه به ذهن مخاطب القا می‌کرد که صدور مجوز کتاب، ۲۴ ساعته خواهد شد. رئیس جدید اداره کتاب و کتابخوانی ارشاد با گفته‌هایش، به نوعی تأئیدیه‌ای بر حرف‌های معاون فرهنگی وزیر زد و از کوتاه‌ شدن روند اعطای مجوز کتاب گفت.

شیطنت یک روزنامه

در این میان، باید امیدوار بود که الهیاری بازتابِ گفته‌های خود را دنبال کند. بی‌شک، آن‌گونه که حرف‌های رئیس اداره کتاب در رسانه‌ها تیتر شد، طبیعتاً انتظار ناشران، نویسندگان و فعالان نشر که بیش از ۴ سال است شاکی‌اند، بالا می‌رود و شاخک‌های بسیاری تحریک می‌شود. چنانکه شبِ گذشته، الهیاری فومنی در گفتگو با «رادیو گفتگو» به کلی زیر حرف‌هایی زد که روزنامه «جام‌جم» از قولش نقل کرده بود و آن را در حد یک خبرسازی رسانه‌ای بی‌اهمیت کرد.

جدای این‌که معاونت فرهنگی وزارت ارشاد باید بیش از این‌ها مراقب شیطنت‌های رسانه‌ای برخی از رسانه‌ها در نقلِ گفته‌های مسؤولانش باشد، باید در این نکته تأمل کرد که اعلامِ زمانِ مشخص برای اعطای مجوز، چقدر کارشناسی‌شده است و گوینده آن، چقدر میزانِ خطا، تعطیلات، حجم کاری پیش‌بینی‌نشده و موارد مشابه را در اعلام این زمان در نظر گرفته است.

بر سر کتاب چه می‌آید؟

این گفته‌ها و تغییرات در بدنه معاونت فرهنگی وزارت ارشاد درحالی روی می‌دهد که طی هفته‌های گذشته، شورای عالی انقلاب فرهنگی سرگرم تغییر در آئین‌نامه چاپ و نشر کتاب بوده و چندباری از قول محمدرضا مخبردزفولی خبر این تغییرات، بدون ذکر جزئیاتی درباره آن، رسانه‌ای شده است.

درست در این زمان، الهیاری نیز از بازبینی آئین‌نامه چاپ و نشر کتاب از سوی هیئت نظارت بر ضوابط نشر کتاب خبر داده است، اما او نیز هیچ‌گونه اطلاعات تکمیلی درباره این بازبینی ارائه نداد.

تمامی این تغییر و تحولات، درحالی رخ می‌دهد که کشور در التهابِ سیاسی‌ است و تیتر یکِ خبرهای روزنامه‌ها، کم‌تر رنگِ فرهنگ می‌گیرد. ظاهراً فرصت خوبی‌ست تا در حواس‌پرتی خبرنگاران و ناشران و نویسندگان، تغییراتی در ممیزی کتاب اعمال کرد.

در این میان، فشارِ رئیس‌جمهور از بالا و صاحب‌نفوذانِ نزدیک، اما خارج از بدنه دولت، در تقابل است. یک‌طرف دوست‌دارِ حذف ممیزیِ فعلی‌ است و طرفِ دیگر، این کار را خلاف عرف و آئین و دین می‌شمارد. باید منتظر ماند و دید که زور کدام طرف به دیگری می‌چربد.

باتوجه به بی‌تغییر ماندنِ بخش معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، چه تضمینی وجود دارد که بار دیگر، اشتباهات گذشته تکرار نشود؟

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1782/feed 0
جلال در جایزه‌اش گم شد http://asha.ir/archives/1607 http://asha.ir/archives/1607#comments Wed, 25 Nov 2009 05:54:14 +0000 ایمان مطهری منش http://www.asha.ir/?p=1607

یک‌شنبه شب، در عین این‌که شبِ بی‌سوژهٔ خبرنگاران فرهنگی بود، خبرنگاران سیاسی با خوشحالی از تالار وحدت خارج شدند. چه روی داده بود که به مذاق سیاسی‌ها خوش آمد؟ پیش از پاسخ‌گویی به این سؤال، باید از دلیل برگزاری مراسم در تالار وحدت بگوئیم.

دوم آذرماه، رئیس مجلس شورای اسلامی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون فرهنگی وزیر ارشاد، اعضای هیئت علمی جایزهٔ جلال آل احمد و خبرنگاران و برخی از علاقه‌مندان به شرکت در چنین مراسمی، گرد هم آمدند تا به نام جلال، از برگزیدگان دومین جایزه جلال آل احمد تقدیر کنند و گران‌ترین جایزه طول تاریخ ایران را اعطا کنند.

مجری تپق می‌زند

پیش از شروع، ورود خبرنگاران به تالار با مشکل مواجه شد. من و برخی از دوستانِ خبرنگارم، اجازه نیافتیم با وسایل خبرنگاری وارد شویم و به ناچار، دست‌خالی روی صندلی‌های تالار وحدت نشستیم.

مجری مراسم که اسامی کتاب‌های جلال آل احمد را دقیق نمی‌دانست و شمس آل احمد یا رئیس کتابخانه ملی و مجلس را به درستی نمی‌شناخت، در معرفی افراد دچار مشکل شد و نام رئیس کتابخانه مجلس را با عنوان رئیس کتابخانه ملی خواند. دقایقی بعد، از شمس آل احمد که سخت بیمار است و بر اثر کهولت سن، کم‌توان، خواست تا اگر در مراسم حضور دارد، چند لحظه‌ای بایستد تا حاضران ببینندش.

پیش روی من، خانم خبرنگاری که برای واحد مرکزی خبر صدا و سیما گزارش می‌گرفت، در حال گفتگو با منتخب بخش «نقد ادبی» از جایزه جلال آل احمد، چندین‌مرتبه با عنوان «جشنواره» یاد کرد!

دقایقی بعد، محسن پرویز معاون فرهنگی وزیر ارشاد به جایگاه رفت و درباره شمس آل احمد گفت و او را، علاوه بر برادر جلال بودن، نویسنده‌ای توانا خواند. پرویز از سیمین دانشور نیز یاد کرد و دلیل حضورنداشتنش در مراسم را «کسالت» عنوان کرد که به قول معاون فرهنگی، معمولاً گریبان‌گیر خانم نویسنده می‌شود.

فرهنگی‌ترین حرف‌ها

شاید فرهنگی‌ترین گفته‌های مراسم، از دهان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شنیده شده باشد. سیدمحمدحسینی وقتی به جایگاه رفت، دومین نفری بود که بعد از پرویز، به پرچم کنار جایگاه خورد و نزدیک بود آن را بیندازد. حسینی، درباره شخصیت ادبی و سیاسی جلال گفت و بار دیگر در دوران وزارتش، نشان‌داد که در سخن‌رانی توانا است.

بابِ دندانِ خبرنگاران سیاسی

گوش‌ها تیز بود و به جرأت می‌توان گفت، همه متوجه علی لاریجانی بودند؛ چراکه توانایی‌اش در سخن‌وری و استفاده از تعبیرات و کلمات، برکسی پوشیده نیست.

با شروع سخنرانی لاریجانی که بیش از دیگران طول کشید، خبرنگاران فرهنگی تصور کردند اشتباه آمده‌اند. برخی هم تغییر کاربری دادند و بلافاصله، خبرِ گفته‌های آقای رئیس را برای بخش سیاسیِ رسانه‌شان مخابره کردند. گفته‌های لاریجانی درباره جلال، به تفسیری سیاسی از زندگی سیاسی-ایدئولوژیک وی اختصاص یافت. دقایقی که گذشت، لاریجانی رو به سوی گروه‌های سهیم در درگیری‌های پس از انتخابات کرد و خطاب به آن‌ها، توصیه‌هایی کرد.

به نظر می‌رسید، آقای رئیس برای آمدن به مراسم اختتامیه جایزه جلال آل احمد، بهانه‌ای غیر از «جلال» دارد. لاریجانی، در ابتدای صحبت‌هایش، از حسینی وزیر ارشاد به خاطر نامگذاری جایزه ادبی به نام «جلال آل احمد» تشکر کرد و نشان داد درباره این جایزه اطلاعات چندانی ندارد و نمی‌داند که بنای برگزاری این جایزه، مصوبِ شورای عالی انقلاب فرهنگی دوره دولت هشتم است!

اواخر شب، بخش‌های مختلف خبری تلویزیون، خبرِ گفته‌های لاریجانی درباره مسائل سیاسی اخیر را در فهرست «عناوین مهم» قرار دادند و با تفصیل از آن گفتند. در این میان، سهم اختتامیه گران‌ترین جایزه ادبی طول تاریخ ایران، در حد ۳-۴ سطر بود. آن هم گذرا و کم‌تصویر.jala-2

جامعه سیاست‌زده، جایزه ادبی نمی‌شناسد

مراسم اختتامیه جایزه ادبی جلال آل احمد، نمایش خوبی از جامعه سیاست‌زده ما بود. نمایشی که ناشران و یک نویسنده برگزیده با حضور نیافتن در مراسم، چند نویسنده با انصراف از شرکت در جایزه، رئیس مجلس با گفته‌هایش، علی اوجبی –دبیر علمی جایزه- با تفسیری که از جلال ارائه کرد و رسانه‌ها با نوع پوشش خبری‌شان از آن، بازیگران چیره‌دستش بودند.

بی‌شک، تازمانی که خبرهای فرهنگی، تحت‌الشعاع رویدادهای سیاسی‌اند و نگاه نویسنده و ناشر و داور و برگزارکننده و رسانه و رئیس و وزیر به جایزه‌ای که لقب «ادبی» بر ناصیه‌اش خورده است، نگاهی سیاسی است، همچنان از تیتر یک روزنامه‌ها گرفته تا تاکسی‌گفته‌های مردم‌مان، سیاسی خواهد ماند.

یکی بگوید، این سیاست‌زدگی، تاکی و به امید چه حاصلی است؟ اگر جلال آل قلم زنده بود، به برگزارکننده‌گان چنین جایزه‌ای، چه می‌گفت؟

برای اطلاع‌نرسانی!

قراردادن زمانِ برگزاری مراسم در ساعت‌های پایانی روز که روزنامه‌ها قادر به پوشش خبری نیستند، در سال‌های اخیر روالی‌ست که برنامه‌های وزارت ارشاد بر آن به پیش می‌روند. این را اضافه کنید به گرفتن وسایل خبرنگاری از خبرنگاران. انگار همه‌چیز برای اطلاع‌نرسانی آماده شده بود!

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1607/feed 0
شایعه‌سازی‌های معاونت فرهنگی http://asha.ir/archives/1539 http://asha.ir/archives/1539#comments Tue, 17 Nov 2009 07:32:32 +0000 ایمان مطهری منش http://www.asha.ir/?p=1539

آن دسته از دوستانی که در جریان نشست خبری هفدهمین هفته کتاب بوده‌اند، می‌دانند که معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از برگزاری گسترده برنامه‌ها در این هفته خبر داد و مدیر اجرایی، از تراکم برنامه‌ها گفت و مشاور معاون وزیر و خود معاون وزیر، متفق‌القول از بی‌مهری‌های رسانه‌ای و سیاه‌نمایی‌ها گفتند. آقای پرویز، گله‌مند بود که رسانه‌ها، آن‌همه حرکت‌های خوب را نمی‌بینند و فقط بر کاستی‌ها نورافشانی می‌کنند.

این روزها، بسیاری از اخبار رسیده به روزنامه، روایتی‌ است از اجرای فلان برنامه و بهمان طرح، ویژه هفدهمین هفته کتاب. سیل خبرها، گاهی آن‌چنان حجیم است که ما را در گزینش اخبار دچار سردرگمی می‌کند و چه بسا اگر ندانیم و نشناسیم و ندیده باشیم و تجربه نکرده باشیم ۱۶ هفته کتاب را، باورمان بشود که دولت، در عملیاتی گسترده، یک‌باره در ۷ روز، ریشه کتاب‌نخوانی را از بیخ و بُن می‌کشد و می‌اندازد یک جای دور. اما، بسیاری از ما دیده‌ایم و تجربه‌ کرده‌ایم. بنابراین، سیل خبرها، بولتن‌ها و گزارش‌های روابط‌عمومی‌ها، امیدوارمان نمی‌کند!

بد نیست خبردارتان کنیم از یکی از همین «به گزارش روابط‌عمومی»ها تا مشت نمونه خروار دست‌تان بیاید.

در هفته کتاب، خبری از سوی یک خبرگزاری دولتی منتشر شد مبنی بر برگزاری نشست‌هایی موسوم به «یک نویسنده، یک کتاب» در یکی از فرهنگسراهای تهران. البته خبر به نقل از روابط‌عمومی ارشاد بود و طبیعتاً رسانه‌های دیگری هم آن را منتشر کرده بودند. اما در متن خبر رسانه دولتی -که چند ساعت بعد دستکاری شد- اسامی چند نویسنده آمده بود که در این سلسله نشست‌ها حضور می‌یابند و با مخاطبان به گفتگو می‌نشینند. حالا که روزها برچسب هفته کتاب گرفته‌اند، بد نیست آن خبر را «راستی‌آزمایی» کنیم. پس، راه دور نمی‌رویم و سر به سایت رسمی یک نویسنده که نامش در خبر آمده بود می‌زنیم و یک «تکذیب‌نامه» می‌خوانیم!

رضا امیرخانی در سایتش، پیش از آوردن خبر نوشته است: «متاسفانه چنین خبری کذب محض است. رضا امیرخانی در هیچ برنامه‌ این‌چنینی -خاصه با مشارکت معاونت فرهنگی!- شرکت نخواهد کرد. چه در تهران و چه در شهرستان‌ها.
توضیح تکمیلی: در تماس با فرهنگ‌سرای انقلاب مشخص شد که این خبر توسط معاونت فرهنگی به رسانه‌ها داده شده است!»

حالا این‌که معاونت فرهنگی و رسانه‌های همسو با آن، چه کرده‌اند که این نویسنده انقلابی چنین واکنشی نشان داده است بماند، اما در رسانه، به این کارِ معاونت فرهنگی، می‌گویند «شایعه‌سازی» که لابد برای سازنده‌اش نفعی داشته است! به کار آن رسانه دولتی که چندساعت بعد از انتشار خبر، نام «امیرخانی‌» را حذف کرد هم می‌گویند «تولید فله‌ای!»

شما فکر می‌کنید چند درصد از اخبارِ «هفته کتاب»، چنین حال و روزی دارند؟

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1539/feed 0
ناشران از نارضایتی‌ها می‌گویند http://asha.ir/archives/1520 http://asha.ir/archives/1520#comments Sat, 14 Nov 2009 06:27:07 +0000 میهمان http://www.asha.ir/?p=1520

هفدهمین دوره هفته کتاب از امروز آغاز می شود. به رسم دیرین تمام سالهای گذشته و پیش رو قبل از آن در نشست های خبری برنامه های متنوع و نام گذاری روزهای هفته اعلام و در خبرگزاری ها منتشر شده.  و باز به همان رسم دیرین گفته میشود این برنامه ها و فعالیتها به نسبت سالهای گذشته رشد قابل توجهی داشته و معاون فرهنگی وزیر خبر از رشد صد درصدی نسبت به سال گذشته می دهد که با برنامه ریزی های گسترده ممکن شده.  امیدواری زیادی برای اتفاقات خوب در وادی کتاب، این عرصه مهجور فرهنگ کشور در این مدت آفریده شده است.

اما برای اهالی نشر و علاقه مندان کتاب و کتاب خوانی همچنان این دغدغه وجود دارد که به مثل سالهای گذشته همه چیز در حد برنامه های هفته کتاب بماند و باز هم شاهد اتفاقات مقطعی و بدون دنباله باشیم. رخ داد هایی که لازم است تاثیر آنها را نه فقط در مصاحبه های مطبوعاتی و بیلان های کاری مدیران که در واقعیت متن جامعه ببینیم تا مفید بودن آن باور شود.

حاجی آبادی مدیر نشر هزاره ققنوس در این رابطه می گوید: “این هم مثل نمایشگاه کتاب تهران است. یعنی بهانه ای است برای اینکه بتوانیم کار کتاب و کتاب خوانی را ترویج کنیم. منتها خیلی از این بهانه استفاده نشده، همانطور که از بهانه نمایشگاه استفاده نشده. خروجی کار می تواند این باشد که یا میزان مطالعه بیشتر شود یا اینکه تیراژ کتابها برود بالا. ما این خروجی را ندیده ایم. نه برگزاری نمایشگاه کتاب منجر شده که تیراژ کتابها برود بالا و عناوین زیاد بشود نه هفته کتاب. با توجه به خروجی می توانیم بگوییم که خیلی اثر نداشته.”

او میانگین تیراژ کتاب در کشور را نشانه کم اثر بودن حرکت های گذشته می داند و می گوید: “اگر هدف هفته کتاب و برنامه هایی مانند هفته کتاب این باشد که مردم ما کتاب خوان تر بشوند قطعا باید کتاب بیشتری هم فروش برود. این وضعیتی که الان داریم یعنی میانگین دو تا سه هزار برای تیراژ کتاب، نشان می دهد که هرچند تلاشهای خوبی شده و برنامه های خیلی خوبی هم برگزار شده اما منجر به نتیجه نشده”

روند برگزاری هفته کتاب در دوره های گذشته به گونه ای بوده که سید حسین عابدینی مدیر نشر سفیر اردهال که صاحب دو کتاب برگزیده کودک و نوجوان جشنواره کتاب برتر است با اشاره به نمایشگاه های استانی و ذکر این نکته که روند برگزاری از قبل بهتر شده به خبرنگار جوان می گوید:”مراسمی که در هفته کتاب برگزار می شود مراسمی است تشریفاتی و زیاد به کتاب خوانی اهمیت نمی دهند. اینکه چندتا نمایشگاه برگزار می شود یا از یک سری تقدیر می کنند خوب است. اما در روند کتاب خوانی آنطوری که باید و توقع می رود تغییری ایجاد نشده و تفاوت نکرده با سالهای قبل.”

صحبتهای امیرحسین انبار داران که پیش از این ناشر برتردفاع مقدس شناخته شده و اکنون از اعضای انجمن تازه تاسیس ناشران دفاع مقدس است نیز شنیدینی است: “حالا خیلی هم سیاه نگاه نمی کنم که بگویم هیچ اثری ندارد، اما به عنوان یک برنامه روتین، بیشتر تبدیل به یک کار تقویم پرکنی شده تا اینکه بخواهد برای هفته کتاب مفید باشد. ما می توانیم از این هفته کتاب بهره های زیادی ببریم ولی با این کار روتین شده که بیشتر قرار است یک گزارشی ارسال شود به مقام مافوق و یک بودجه ای برایش هزینه شود از هزارتا بهره، ده تا بهره می بریم.”

رضا رسولی نویسنده که عضو هیئت مدیره انجمن قلم است و ۸ کتاب در کارنامه خود دارد، تاکید می کند که پیشرفت دیده ایم و می گوید: “توسعه فرهنگ کتاب خوانی را از چند منظر می توانیم نگاه کنیم. یکی از آنها توسعه ناشران است. وقتی اشتهایی وجود نداشته باشد برای خواندن کتاب بنابراین کتابی یا چاپ نمی شود یا تعداد کمی از آن فروخته می شود. اما وقتی ما می بینیم تعداد ناشران هر سال به نسبت سال قبل افزایش پیدا کرده معنایش این است که نیاز کتاب خوانی جامعه افزایش پیدا کرده. وقتی می بینیم بخش های مختلف ناشران تنوع پیدا کرده و یک ناشر در حوزه های مختلف کتاب چاپ می کند معنایش این است که فرهنگ کتاب خوانی توسعه پیدا کرده. توسعه نشریات متعلق به حوزه کتاب و خبرگزاری های همه حاکی از این است که بلاخره موضوع کتاب و کتاب خوانی رونق بیشتری را شاهد بوده.”

وقتی به سراغ رضا امیرخانی نویسنده رمان های “من او” و “بیوتن” می رویم از گفتگو در باره برنامه هفته کتاب اجتناب کرده و دلیل آن را مربوط بودن این مسئله به وزارت ارشاد ذکر می کند. تا ما از خودمان بپرسیم سیاست های وزارت ارشاد چه بوده که نویسنده ای اینچنین حتا از اظهار نظر درباره آن خودداری می کند؟

صحبت های سید محمد نظام الدین مدیر انتشارات مهرقائم و علم آفرین اصفهان که از ناشران سابقه دار شهرستانی است زاویه هایی دیگر از سوابق گذشته برنامه هفته کتاب را به خصوص در شهرستان ها بازگو می کند: “از نظر ما در استانها هیچ تفاوتی نکرده. برگزاری مراسم هفته کتاب به صورت یک کار روتین اداری درآمده که سالی یک بار توسط اداره کل هر استان انجام می شود و دستور العمل و ضابطه خاصی هم گویا نداشته و ندارد. چون در هر دوره روشهای انتخاب کتاب و برگزاری مراسم هفته کتاب یا جشن کتاب با توجه به تعویض شدن مسئولین و مدیران یک تفاوتی های جزئی می کند. اما تفاوتهای ماهوی که در کیفیت و ارتقای سطح مناسب کتابهای تولیدی اثر بگذارد را ندیده ایم.”

نظام الدین به دغدغه ها و مشکلات دیگری نیز اشاره می کند: “من حتا در طول دو سه سال گذشته چندین بار از مدیران واحد نشر اداره کل جویا شدم که ضوابط گزینش آثار برتر را به ناشران اعلام کنید، تا ما بدانیم ضابطه شما چیست برای گزینش و تعیین آثار کتاب برتر تا ضعف آثار تولیدی خودمان را بشناسیم و در راستای تولید آثار برتری که شما ضوابطش را تعیین کرده اید تلاش کنیم. یعنی بفهمیم علت اینکه برخی از کتابها را انتخاب می کنید و معرفی می کنید و برخی از کتابها را در حالی که به نظر می رسد کتابهای خوبی هستند معرفی نمی شوند و برگزیده نمی شوند چیست؟  من خودم خیلی پی گیری کردم اما از ارائه این ضوابط هم به انحاء مختلف طفره رفته اند. حتا در مورد یکی از کتابهای تولیدی ما به خاطر تصویر گری برنده تقدیرنامه شد این اتفاق نیفتاد.”

محمد رضا حدادی کارشناس نشر و مدیر سایت کتاب نیوز در این باره به نگاه کلان در حوزه فرهنگ اشاره می کند و می گوید:”ما در چارچوبها نسبت به فرهنگ هیچ ایده خاصی نداریم.” و می افزاید:”در مسئولین این زاویه دید وجود دارد که فرهنگ را از زندگی جاری مردم جدا می بیند و آن را یک کار لوکس می داند. در صورتی که فرهنگ یعنی همین زندگی” او از وجود این نگرش درحیطه کتاب نیز سخن گفته و اضافه میکند:”بعضا فکر می کنند کار فرهنگی در حیطه کتاب درحد همان رونمایی است.”  حدادی کتاب هم در این میان یک محصول می داند که عوامل متعدد در رابطه با اقبال عمومی نسبت به آن موثر است و نمی توان با کارهای مقطعی کوتاه مدت اثر عمیقی روی آن گذاشت.

محسن پرویز، معاون فرهنگی وزیر ارشاد در آستانه هفته کتاب در حالی خبر از دوبرابر شدن و رشد صد درصدی برنامه های هفته کتاب می دهد که حمید قبادی در نشست خبری هفدهمین هفته کتاب بودجه اختصاص یافته برای برنامه های این هفته را ۴۰ میلیارد ریال اعلام کرده. موضوع وقتی جالب می شود که بدانیم این مبلغ دقیقا معادل بودجه تخصیص داده شده برای شانزدهمین هفته کتاب در سال گذشته است. سوال اینجاست که آیا شاهد افزایش بهره وری ۱۰۰ درصدی هستیم یا در دوره های گذشته به همین نسبت اتلاف منابع داشته ایم؟ و امیدوار باشیم که گزینه های “هیچ کدام” و “تمام گزینه ها” جواب درست نباشند و آرزو کنیم هفدهمین هفته کتاب برای کتاب و کتاب خوانی اثربخشی مثبتی داشته باشد.

1 دیدگاه برای این نوشته:

  1. بزمانه:
    2009-Nov-14 تقدیم به برادر احسان http://www.jahannews.com/vdciryay.t1awv2bcct.html

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1520/feed 1
فکر می‌کردیم هفته کتاب مهم است! http://asha.ir/archives/1517 http://asha.ir/archives/1517#comments Sat, 14 Nov 2009 06:21:00 +0000 بهرام بابایی http://www.asha.ir/?p=1517

یک: نشست مطبوعاتیِ هفدهمین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران. معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر محسن پرویز، به عنوان متولی اصلی کتاب در کشور، پس از دقایقی، جلسه را ترک می‌کند و انبوه خبرنگاران را با سؤالات‌شان تنها می‌گذارد. اندک سؤالاتی که خبرنگاران توانستند از پرویز بپرسند، با پاسخ‌هایی کوتاه و خنثی مواجه شد. تا آن‌جا که معاون فرهنگی وزیر، در پاسخ به سؤالی مبنی بر ماندن یا نماندن وی در سمتش، گفت: بهتر است به مسئله هفته کتاب بپردازیم. بعد از این جمله، انتظار خبرنگاران این بود که سؤالات‌شان درباره هفته کتاب بی‌جواب نماند.

آقای پرویز، از هفته کتاب به عنوان «رخداد ملی» یاد کرد، اما این‌قدر هم برای «رخداد ملی» زمان نگذاشت و دقایقی بعد، جلسه را ترک کرد و به خبرنگاران فهماند که هفته کتاب آن‌قدرها هم اهمیت ندارد تا یک مدیر اجرایی بخواهد یکی-دو ساعت وقت برایش صرف کند. از آن به بعد، خبرنگاران با یک سرپرست موقت و یک مشاور معاون وزیر مواجه بودند.

دو: سرپرست موقت اداره کتاب، محمد الله‌یاری، پس از ترک جلسه از سوی پرویز، چند دقیقه‌ای صحبت می‌کند. آن‌چه مدیر اجرایی برنامه‌های هفته کتاب می‌گوید، فهرستِ بلندبالایی‌ست از تقدیر و سپاسگزاری از دست‌اندرکارانِ برگزاری هفته کتاب. این‌بار نیز، چیزی دستگیر خبرنگاران نمی‌شود.

نوبت به حمید قبادی، مشاور معاون فرهنگی وزیر ارشاد می‌رسد. قبادی که «آماردهی» را خواستِ شیرینِ خبرنگاران می‌شمارد، آمارهای کمّی هزینه‌ها و رخدادهای هفته کتاب را ذکر می‌کند و بعد، درباره چند موضوعِ اجرایی در حوزه کتاب، سخن می‌گوید.

سه: قبادی، از برداشتن گام‌های نخستین، برای پیگیریِ قانون حقِ مالکیت معنوی می‌گوید. مشاور معاون فرهنگی وزارت ارشاد، از موضوع «حق مالکیت معنوی» به عنوان موضوعی مهم یاد می‌کند.

جایگاه مشاور در یک دستگاه اجرایی چیست؟ مگر نه این‌که مشاور، می‌بایست به مدیر دستگاه اجرایی، مشاوره بدهد؟ آیا آقای قبادی، درباره مسئله حق مالکیت به آقای پرویز مشاوره داده‌ است؟ درباره هفته کتاب چطور؟ اگر داده است، خود وی باید در این‌باره به خبرنگاران پاسخ بدهد یا مدیر ایشان؟

چهار: البته ما که فهمیده‌ایم هفته کتاب چندان اهمیتی ندارد و طی این یادداشت، این نکته را به مخاطبان‌مان هم گفته‌ایم. اما، اگر روزی هفته کتاب مهم شد، بد نیست بپرسیم معیارهای انتخاب خادمان و برترین‌های نشر از سوی معاونت فرهنگی در هفته کتاب چیست؟ می‌توان پرسید؟

ارسال سریع نظر

]]>
http://asha.ir/archives/1517/feed 0