خانه کتاب اشا | امام خمینی
شنبه، ۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۱:۴۶ ب.ظ | یادداشت
بهرام بابایی

حقیقت خنده‌داری‌ست که نویسندگان انقلابی ما، پس از انقلاب رو به مدیریت و ریاست آوردند و از نوشتن ماندند؛ به جای خلق اثر، مدام لنگِ صادق هدایت را گرفتند و فیتیله‌پیچش کردند؛ حالا گله می‌کنند که چرا اثر خواندنی دربارهٔ انقلاب نداریم. (ظاهراً کسی ناراضی نیست. کتابِ هدایت خوب فروش می‌رود. دوستان ما هم مدیریتشان را می‌کنند. گاهی هم مقالهٔ بلند می‌نویسند، جهت هدایت خلق‌الله!) این حقیقت است. حقیقت این است که شوروی محو شد، اما آثار مکتوبِ تاریخی و ادبی‌اش، هم‌چنان در همه جای دنیا مخاطب دارد. پس، آفرین بر نویسندگان کمونیست.

شنبه، ۲۸ دی ۱۳۸۷ - ۱:۵۱ ب.ظ | گفت‌گو
محسن خطیبی‌فر

به خمین که رسیدیم شروع کردیم به سرک کشیدن در مکان‌هایی که خاطرات دوران کودکی امام را در دل خود نگه داشته بودند. به روستاهایی رفتیم که پدر امام در آن‌جا کشاورزی می‌کرده است. سر زمین‌هایی که روی‌شان خربزه و هندوانه و گندم می‌کاشته‌اند. به هر روستایی که وارد می‌شدیم نادر به من یادآوری می‌کرد که آرام رانند‌گی کنم. می‌گفت حواسم را جمع کنم تا خدای ناکرده کسی را -یکی از همین بچه‌های روستا که فردا روزی ممکن است ابن‌سینا شود- به کشتن ندهم.

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!