خانه کتاب اشا | نجـــــوا

شنبه، ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ | بدون دسته
فهیمه شانه

بسم الله الرحمن الرحیم

«زمین از آن خداست و آن را به هر که از بندگانش خواهد، ارث دهد و سر انجام نیک عالم از آن اهل تقوی است. منزه است پروردگار ما. براستی وعدهٔ او قطعی و محقق است و ابداً در آن خلاف نیست. او در هر کاری در کمال اقتدار و علم و حکمت است

ghadr

کاش می‌دانستم که کجا دل‌ها به ظهور تو آرام و قرار خواهد یافت. در کدام سرزمین ساکن شده‌ای؟ در سرزمین رضوی، دیار ذوطوی یا سرزمینی دیگر؟

بسیار سخت است بر من که همهٔ خلق را ببینم و تو را نبینم و از جانب تو حتی صدایی آهسته به گوش من نرسد.

بسیار سخت است بر من که به سبب جدایی از تو، رنج و بلا مرا فراگیرد و نالهٔ زارم به حضرتت نرسد و شکوه به سوی تو نتوانم.

به جانم قسم تو آن حقیقت پنهانی که دور از ما نیستی.

به جانم قسم تو آن شخص جدا از مایی که ابداً جدا نیستی.

به جانم قسم تو همان آرزوی قلبی و اشتیاق مردان و زنان مؤمنی که هر دلی از یادت نالهٔ شوق سرمی‌دهد.

به جانم قسم تو از سرشت عزتی و هیچ‌کس بر شما  برتری نخواهد یافت.

به جانم قسم شما اساس بزرگواری و شرافت هستید و هیچ‌کس چون شما نخواهد شد.

به جانم قسم تو از نعمت‌های ویژهٔ خدایی که مثل و مانند نخواهد داشت.

به جانم قسم تو از آن خاندان عدالت و شرفی و احدی با این خاندان برابری نتواند کرد.

مولای من! تا چه زمان در شما حیران و سرگردان باشم؟

تا چه زمان فقط تو را توصیف کنم و به چه خطابی تو را توصیف کنم و چگونه راز دل گویم؟

بر من بسی سخت و مشکل است که از غیر تو پاسخ یابم.

بر من سخت است که بر تو بگریم در حالی که ببینم مردم، تو را واگذاشته‌اند.

بر من سخت است که این فراق بر تو جاری شد، نه بر دیگری.

آیا کسی هست که  مرا در سر دادن نالهٔ فراق یاری کند تا فریاد و فغان طولانی از دل برکشم؟

آیا بی‌تابی هست که در تنهایی‌اش آن گاه که زاری می‌کند، او را یاری دهم؟

آیا خاری در چشمی خلیده است تا چشمان من در ناراحتی و اشک با او همراهی کند و زار زار بگرید؟

ای فرزند پیامبر! آیا به سوی تو راه ملاقاتی هست؟

آیا امروز به فردایی می‌رسد که از دیدار جمالت بهره‌مند شویم؟

کی شود که بر جویبارهای رحمتت درآییم و سیراب شویم؟

کی شود که از چشمهٔ آب گوارایت بهره‌مند شویم؟ عطش ما طولانی شده است…

کی شود که بامداد و شامگاه به درگاهت شرفیاب شویم تا چشمان ما به جمالت روشن شود؟

کی شود که ما تو را ببینیم و تو ما را ببینی آن‌گاه که پرچم نصرت و پیروزی در عالم برافراشته‌ای؟

آیا ما را خواهی دید که بر گردت حلقه زده باشیم و تو در پیشاپیش مردم در زمین عدالت گسترده باشی؟

و دشمنانت را خواری وکیفر چشانده باشی و سرکشان منکران راستی را ریشه کن کرده باشی؟ و ریشهٔ ستم‌کاران جهان را برکنده باشی؟

و آن گاه، ما با خاطری شاد به سپاس خداوند لب برگشاییم…

الحمد لله رب العالمین

چکیده‌ای از دعای شریف ندبه

■■■

نجوا با همهٔ هستی و هستیِ همه در شب قدر

هم‌راهِ ما در میهمانیِ خدا! امشب، همان شبِ برترین است. همان که هزارها ماه به گَردش نمی‌رسند. امشب، شبِ تقدیر است هم‌سفره. تو هم حرفی بزن، چیزی بخواه!

بنشین به مناجات…

لینک مطلب | نسخه قابل پرینت | بازدید: 334 بار | ارسال به گوگل| ارسال به دلشیز| ارسال به فرندفید ارسال به گوگل ریدر
 
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!