خانه کتاب اشا | غذا
پنجشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۶:۱۰ ب.ظ | بدون دسته
ایمان مطهری منش

من، حبیب احمدزاده را رمان «شطرنج با ماشین قیامت» شناختم. رمانی که نفسِ خواندنش، «قصه» دارد و برای من، ماجراها داشته است. اما کمی بعد از شطرنج به سراغ «داستان‌های شهر جنگی» رفتم و به جرأت می‌گویم از خواندنش کیفور شدم. و این کیفوری، بسیار پیش‌تر از آن بود که این اثر

سه شنبه، ۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۶:۱۳ ب.ظ | بدون دسته
مائده ایمانی

بکوشید تا از در ِ تنگ وارد شوید.

سه شنبه، ۲۹ دی ۱۳۸۸ - ۴:۴۶ ب.ظ | بدون دسته
مائده ایمانی

«عقل و احساس»، سرگذشت دو خواهر است که در شرایط مشابه، رفتارهای گوناگونی دارند. چه طور رفتارهایی؟! واقعا لازم است بگویم؟ اسم کتاب به قدر کافی گویا نیست؟

دوشنبه، ۱۴ دی ۱۳۸۸ - ۳:۱۲ ب.ظ | بدون دسته
فهیمه شانه

روزها و شبهای ماه محرم الحرام برای هر انسان آزاده در هر گوشه‌ای از جهان، اوقاتی خاص و محترم است. هرکس به گونه‌ای قیام مقدس مردی بزرگوار از خانواده‌ای بی‌نظیر، در روزی بزرگ را پاس می‌دارد و گاه نام عزا بر آن می‌نهد. اما برای فرزندان شیعه، این اوقات از بزرگ‌ترین سوگ‌هاست

یکشنبه، ۱۳ دی ۱۳۸۸ - ۴:۰۲ ب.ظ | بدون دسته
فهیمه شانه

«عقیل عقیل» قصهٔ مردی روستایی است بر جای مانده از زلزلهٔ گناباد. قصهٔ ویرانی خاف، رنج بیرون کشیدن عزیزان از زیر خروارها خاک: ستردن غبار ازروی و موی کالبد بی‌روح همسری که عمر و جوانی به زندگی‌ همسرش هبه کرده بود. خمیدن پشتی که لاشهٔ برادرش را از چاله‌ای بیرون کشیده و

جمعه، ۱۳ آذر ۱۳۸۸ - ۶:۳۶ ب.ظ | بدون دسته
زهرا نیرومند

حواستون باشه کشتن مرغ مقلد گناهه

سه شنبه، ۲۸ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۳ ق.ظ | بدون دسته
ایمان مطهری منش

6 داستان از ویلیام فاکنر، با ترجمهٔ نجف دریابندری

پنجشنبه، ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۳:۱۰ ب.ظ | بدون دسته
ایمان مطهری منش

رساله‌ای در باب گریز و رهایی

پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۲:۱۵ ب.ظ | بدون دسته
فهیمه شانه

در این کتاب، همه چیز واقعی‌ست. جنگ، جنگ است. شهر، شهر است...

سه شنبه، ۷ مهر ۱۳۸۸ - ۴:۳۵ ق.ظ | بدون دسته
حمید اعلایی

گزیده‌ای از داستان‌های آنتوان چخوف

بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!