خانه کتاب اشا | در ِ تنگ

سه شنبه، ۲۹ دی ۱۳۸۸ | بدون دسته
مائده ایمانی

جملهٔ معروفی هست که می‌گوید: «پشت هر مرد بزرگی زن بزرگی ایستاده‌است.» اما آندره ژید فکر می‌کند پشت بعضی از مردان بزرگ، فقط یک جای خالی هست؛ جای خالی زنی که به نفع ِ بزرگی ِ آن مرد، از زندگی او کنار کشیده‌است. «آلیسا» در «در ِ تنگ» هم‌چه زنی است.

شاید در نگاه اول، این باور که برای رسیدن به بزرگی (یا به بیانی دیگر، تعالی)، باید عشق زمینی و خوش‌بختی عاشقانه را قربانی کرد، کمی کاتولیک باشد. با این حال بیش‌تر طرف‌داران طریقت‌های عرفانی، وابسته به هر دین و مذهبی که باشند، همین حرف را، کمی رقیق‌تر یا غلیظ‌تر ، به زبان می‌آورند. در سرگذشت بسیاری از عارفان بزرگ، سخن از عشقی است که آن‌ها، با رنج فراوان از آن گذشته‌اند یا آن را به عشق الهی پیوند زده‌اند. آندره ژید اما داستانش را طور دیگری تعریف می‌کند: از کجا که این مرحلهٔ گذار را عارف به تنهایی پیموده‌باشد؟ از کجا که معشوقهٔ او، با فداکاری و از خودگذشتگی، او را به عبور از عشق راهنمایی نکرده‌باشد؟ این کاری است که آلیسای در ِ تنگ می‌کند.

بخشی از متن کتاب:

۴ ستامبر

آه! گفتگوی جگرخراشی پیش آمد که در جریان آن استغنا و برودت به خود بستم در صورتی که دل در سینه‌ام نزدیک به مرگ بود. تا کنون، به فرار از او خرسند بودم…امروز صبح گمان بردم که خدا قدرت غلبه به من می‌دهد و فرار پیاپی از مبارزه، کاری دور از غیرت می‌تواند باشد. پیروز شدم؟ از عشق ژروم اندکی کاسته شده است؟ افسوس!…این نکته چیزی است که امید آن دارم و در عین حال از آن بیمناکم. هرگز بیش از این دوستش نداشته‌ام. یا عیسی مسیح! اگر استخلاص او از دست من مستلزم فنای من باشد، این کار را صورت ده!…

«در قلب و روح من پای نهید تا بار رنج‌های من به دوش گیرید و آنچه از شهادتتان مانده‌است، در من تحمل کنید.»

■■■

شخصیت آلیسا تا حد زیادی حقیقی است. ژید در آفرینش این معشوقهٔ کامل، سوای تخیل خودش، از تصویر دو زن محبوب هم کمک گرفته‌است؛ مادلن روندو، همسرش و آنا شکلتن، معلمهٔ مادرش. با این حال از زیبایی مادلن و بردباری آنا که بگذریم، هالهٔ دیگری نیز صورت رنگ‌پریدهٔ آلیسا را فراگرفته‌است؛ حجم درخشانی از مهربانی مقدس؛ چیزی که من همواره پیرامون مریم مقدس تصور می‌کنم.

نباید در این کتاب و راوی اندوه‌گین و عاشق‌پیشه‌اش، آندره ژید ِ «مائده‌های زمینی» را جست‌وجو کنید. نویسندهٔ محبوب ما این‌جا بیش‌تر شبیه کودکی‌های خویش است تا جوانی‌هایش. با این حال در ِتنگ هم به قدر مائده‌ها عطر شعر می‌دهد. تا این لحظه، که این‌جا نشسته‌ام و این‌ها را می‌نویسم، رمانی عاشقانه‌تر از این سراغ ندارم. شما، اگر می‌شناسید، معرفی کنید.

عنوان:

در تنگ

نویسنده:

آندره پل گیوم ژید

مترجمان:

عبدالله توکل- رضا سیدحسینی

ناشر:

انتشارات نیلوفر

گروه مخاطبان:

همه

جنس مخاطبان:

فرقی ندارد

تعداد صفحات:

۱۸۴ صفحه/ رقعی

نوبت چاپ:

تابستان ۸۶- ششم

شمارگان:

۲۲۰۰ نسخه

قیمت:

۲۴۰۰ تومان

شابک:

درج نشده

لینک مطلب | بازدید: 190 بار | | |
  • FriendFeed
  • Google Reader
  • Delicious
  • Share/Bookmark
 
 
 

لطفا برای ارسال نظراتی که ارتباطی با این یادداشت نداند، از پیک اشا (کنج ستون سمت راست!) استفاده کنید :)

 
 
 
 
عکس‌نما
گوگلِ کتاب‌خوار!
دومین نشست هیئت کتاب اشا
نخستین نشست هیئت کتاب اشا
تازه‌های نشر
فرهنگشت
بازنشر نوشته‌های اشا، با هر حجم و به هر نحو، بدون اجازه و اطلاعِ اهالی خانه، مایه‌ی کدورت است!